شاه خراسان

شاه خراسان

شاه خراسان

حضرت رضا (علیه السلام) ، در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال ۱۴۸ هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند.
حضرت رضا (علیه السلام) امام هشتم شیعیان و پدرشان امام موسی کاظم (علیه السلام) و نام مادر بزرگوارشان نجمه خاتون است.
حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو ، در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا
در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند.
.
مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان نگاه میکردند.
تا قبل از سفر به مرو ، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود،
اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.
.

مدت امامت حضرت:

امامت حضرت رضا حدود ۲۰ سال طول کشید، که ۱۷ سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.
امام رضا پس از هفده سال سکونت در مدینه و تبلیغ دین و ارشاد مردم، با نقشه و حیله مأمون عباسی، راه خراسان را در پیش گرفتند ، و حضرت پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و پس از گذشت سه سال ، در ۵۵ سالگی به دست این خلیفۀ عباسی و با زهر به شهادت رسیدند.
.
در طول سفر امام به مرو ، هر کجا توقف می‌فرمودند ، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد.
از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند
از وسط شهر نیشابور عبور کردند.
.
مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند ، همگی به استقبال حضرت آمدند.
در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم
و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته بودند و عرض کردند:  یابن رسول الله از اجداد طاهرینت
و رسول الله برای ما صحبت کن و حدیث بگو که حضرت دستور توقف مرکب را دادتد و مردم چشمشان
به جمال نورانی آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) روشن شد.
.
 مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند
و آنهایی که نزدیک ایشان بودند ، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. و بزرگان از مردم‌خواستند که
سکوت کنند تا صدای حضرت و حدیثی که میخواستند بیان بفرمایند به گوش همه برسد:

《کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها》

کلام «لا إلهَ إلّا اللّهُ یعنی هیچ معبودی بجز الله نیست» دژ و حصار من (خدا) است
پس هر کس به دژ و حصار من داخل شود از عذاب من امنیت خواهد یافت،
و این شروطی دارد و من (علی بن موسی الرّضا) یکی از آن شرط‌ ها هستم.
.
نام این حدیث 《حدیث سلسلة الذَهَب》است.
سلسلة الذَهَب یعنی چه؟سلسلة الذَهَب به حدیثی گفته می‌شود که معصوم به استناد از پدرانش نقل کند.
.
این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه “لااله‌الاالله” که از اصل توحید در دین می‌باشد ،
اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی
تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید
و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.
.
یعنی:
اگر میخواهید توحید قوی داشته باشید باید بنگرید اهل بیت چه دستوری میدهند.
اگر میخواهید خدا را آنگونه که شایسته است بپرستید و عبادت کنید به اهل بیت نگاه کنید.
اگر میخواهید در امان باشید باید خودتان را وارد دژ و حصار اهل بیت کنید.
اگر میخواهید دنیا و آخرت را داشته باشید، اهل بیت را داشته باشید که همه چیز دارید.
.
عزیزانم دقت بفرمایید این حدیث از لسان آقا رسول الله بیان شده و همه اهل بیت
آنرا بیان فرمودند تا رسیده است به آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام).
.

یعنی در زمان حضرت رضا ، ایشان آن دژ و حصار محکم بودند

که مردم خودشان را در دامان او بیندازند و در امان باشند.

.
دقت کنید الان در این دوره و عصر و زمان آن دژ محکم کیست؟آن حصار کیست؟
آن کسی که باعث میشود ما عذاب نکشیم و گمراه نشویم کیست؟
آن شرط و شروط که در حدیث بیان شده کیست؟
.
مطمئنا همه شما عزیزان واقف هستید که آن شخصیت والا کسی جز اعلی حضرت ،
کیهان مکنت ، قوی شوکت ، قطب عالم امکان ، هستی زمین و زمان یوسف زهرا ،
.
بله عزیزانم آن دژ و حصار محکم حضرت مهدی است.
خودمان را به حضرت مهدی وصل کنیم که هم دنیا داریم و هم آخرت را
خودمان را به حضرت نزدیک کنیم و بگوییم چقدر خوب است که شما را داریم
چقدر خوب است که من عزیزی چون شما را دارم.
بگوییم مهدی جانم
جانم به فدای تار مژگانت
جانم به فدای خال هاشمی ات
جانم به فدای موهای مجعدت
جانم به فدای غریبی و غربتت
مهدی جانم ، ای پادشاهم ، ای سالارم ، ای اربابم ، ای دار و ندارم
.
تو را دارم چه غم دارم
.
.

پاسخی بگذارید