غریب مدینه

غریب مدینه

غریب مدینه

امام حسن مجتبی علیه السلام فرزند بزرگوار امیرالمومنین و حضرت فاطمه سلام الله علیها میباشد.
در سال سوم هجرت و در شب نیمه ماه رمضان که بهترین ماه های خداست
خانه امیرالمؤمنین و فاطمه علیهما السلام میزبان قدوم مولود مبارکی شد
که شادی را با خود به خانه وحی آورد.
.
در این شب فرخنده، سبط اکبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ،
حضرت امام حسن علیه السلام چشم به جهان گشود و شهر مدینه را غرق نور کرد.
.

نام حسن را خدا بر او گذاشت:

حضرت فاطمه سلام الله علیها از امیرالمومنین خواستند تا برای این فرزند نامی انتخاب کنند،
اما مولای متقیان برای نام‌گذاری فرزندشان به پیامبر پیشی نگرفتند و
صبر کردند تا خاتم پیامبران نام ایشان را انتخاب کنند.
.
پس از اینکه پیامبر به دیدن نوزاد رفتند،حضرت را در پارچه سفیدی پیچیدند و پس از اینکه پیامبر
در مورد نام گذاری ایشان از امیرالمومنین پرسیدند ، جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوی خداوند
به پیامبر اکرم تبریک و تهنیت گفت و چنین بیان کرد که خدای تبارک و تعالی تو را مأمور کرده که او
را به نام پسر هارون نام بگذاری. سپس عرض کرد:
نامش را «حسن» بگذار و اینگونه رسول خدا نام دومین امام را حسن نامیدند.
.
.

غربت امام حسن مجتبی:

 آنکه برای امام حسن مجتبی از کلمه غریب آل الله استفاده می‌کنند فقط به دلیل
نداشتن حرم و زائر نیست، بلکه معنای آن غربت جایگاه علمی و اجتماعی حضرت میان مردم است.
.
واقعا اگر برای امام حسن (علیه السلام) گنبد و صحن و… بسازیم دیگر ایشان غریب نیستند؟
چرا غربت حضرت را عوامانه تحلیل می کنیم؟
درست است که یکی از آرزوهای شیعه ساختن حرم
برای ائمه بقیع است، اما غربت امام حسن به خاطر نداشتن ضریح و… نیست.
محدود کردن غربت حسن بن علی علیه السلام در خانه و گنبد خود دلیل دیگری
بر غربت امام حسن علیه السلام است!
یعنی امام حسن فقط از ما گنبد می خواهد؟
غربت حسن بن علی در جامعه ای است که در آن زندگی می کند،
غربت حسن بن علی در میان یاران و سپاهیانش است.
.
اگر بخواهیم در مورد غربت امام حسن علیه السلام در میان یاران اش بحث کنیم
می بایست یاران حضرت را به چند دسته تقسیم کنیم:
.

1)یاران احمق:

اینان کسانی بودند که به جایگاه و مقام امامت آشنا نبودند و خود رایی آنان
سبب توهین و جسارت آنان به حضرت میشد.وقتی که امام حسن علیه السلام
برای جنگ با معاویه به سمت ساباط حرکت کرد، وقتی که به ساباط نزدیک شد
در کنار پل ساباط اقامت کرد و در صبحی همه یاران خود را فراخواند، وقتی که همه
مردم جمع شدند حضرت به سخنرانی پرداختند و بعد از حمد و ثنای الهی و درود بر
پیامبر و آلش، فرمودند:
به خدا قسم، شب و روز فقط و فقط در فکر خیرخواهی مردم هستم و کینه ای و حیله ای
نسبت به یاران خود و مردم ندارم.بدانید که من هر چه که برای شما اندیشه کنم و انجام
دهم به نفع خود شما است، اندیشه و فکر من از اندیشه و فکر شما برای خودتان بهتر است.
پس اگر تقابلی بین اندیشه من و اندیشه شما پیش آمد اندیشه خود را رها کنید و به اندیشه
من بپردازید، چرا که من جز خیرخواهی برای شما نمی خواهم. پس به هیچ وجه با من مخالفت نکنید.
.
وقتی که سخنان حضرت تمام شد مردم به یکدیگر نگاه کردند و به امام گفتند:
منظور شما چیست؟ نکند قصد صلح با معاویه را داری و می خواهی کار را به او واگذار کنی؟
به خدا قسم که تو کافر شدی! (کَفَرَ وَاللهِ الرَجُل)
بعد به سمت خیمه حضرت هجوم بردند!
سجاده از زیر پای حضرت کشیدند!
رَدا و قبا حضرت را کشیدند و بردند!
و کل خیمه را غارت کردند!
و شخصی به نام جراح بن سنان عصایی را گرفت و به کف آن تیغی زد و به زهر آغشته کرد
و گفت حسن تو هم مانند پدرت علی کافر شدی و چنان با عصا به پای حضرت زد که پای
حضرت شکافت و استخوان معلوم شد.
.

2)یاران خود فروش:

امام حسن شخصی از قبیله بنی مراد را فرمانده لشگر کرد،چند روز بعد خبر آوردند
که این فرمانده خودش را به یکی از ولایات شام با ۳۰ هزار درهم فروخته.
«حکم کندی» فرمانده لشگر شد حضرت از او قسم های بسیار شدید و
محکمی گرفت که خیانت نکند و او هم قسم خورد اما او نیز امامش را به
۵ هزار درهم و یکی از ولایات شام فروخت. عبیدالله بن عباس فرمانده
لشگر شد به یک هفته نرسید که خبر آوردند عبید الله بن عباس به
یک میلیون هزار هزار درهم و دینار خودش را فروخت.
.

3)یاران خائن:

بخش دیگری از یاران حضرت کسانی بودند که مانند خود فروشان، حاضر به فرار و ترک لشکر امام حسن نشدند.
بلکه آنان در لشکر حضرت حضور داشتند اما قائل به جنگ با معاویه نبودند. اینان محبت معاویه را بر محبت
حسن بن علی ترجیح دادند و نامه ها زیادی به معاویه نوشتند که تو غصه نخور ما حسن بن علی را
دست بسته اسیر خواهیم کرد و به تو تحویل خواهیم داد.آنقدر نامه ها زیاد بود که معاویه همه
آنها را جمع آوری کرد و برای امام حسن علیه السلامفرستاد تا حضرت تن به صلح با او بدهد.
.
دلیل اینکه معاویه نامه ها را برای امام حسن فرستاد این بود تا به حضرت بگوید،
بدان اگر بخواهی با من وارد جنگ شوی اصلا نیازی نیست که من برای تو لشگر
بکشم بلکه من به راحتی با کمک همین افراد، تو را اسیر خواهم نمود.
وجود کثیری از همین خائنان سبب شده بود تا امام حسن وقتی که برای
نماز تشریف می آوردند زیر لباسشان زره به تن نمایند و متاسفانه در بین
یاران و سپاهیان خودشان امنیت جانی نداشتند.
.

غربت امام حسن تا به این اندازه است که تیم حفاظت هم خائن شده بودند.

آنقدر اوضاع نا امن شده بود که حضرت در شهر و مسجد، لباس میدان رزم به تن میکردند.

.
جانسوز ترین غربت امام حسن غربت معماری و ساخت و ساز نیست!
جانسوز ترین غربت حضرت این است که ندانستند حضرت با صلحشان چه خدمتی به شیعه کردند.
.
که خود امام حسن مجتبی میفرمایند:کاری که من برای شیعه کردم از کاری که آفتاب در عالم میکند بالاتر
است،اگر صلح نمیکردم یک شیعه پدرم امیرالمومنین زنده نمی‌ماند،کل شیعه تا قیامت مدیون صلح من اند.
.
جانسوز ترین غربت امام حسن این است که بدن مبارک اش را در
تشیع جنازه اش تیرباران کردند که گویی بدن را به تابوت دوخته بودند.
.
بزرگواران! غربت امام حسن را فهمیدیم و درک کردیم.
متوجه غربت امام حسن مجتبی شدیم و اینکه چه بی وفایی هایی در حق ایشان شد.

حال باید حواسمان به غربت یوسف زهرا حضرت مهدی علیه السلام باشد.

الان آقا صاحب الزمان چند قرن است که منتظر ۳۱۳ یار هستند.
نکند که ما سبب غیبت و غربت حضرت هستیم؟
آری!!! مائیم.
.
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
.
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
.

پاسخی بگذارید