مهدویت 10

مهدویت

مهدویت 10

 

بسم الله الرحمن الرحیم

?کمک امام زمان (عج ) به دختر آیت الله العظمی اراکی ?

حضرت آیت الله العظمی علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب معادشناسی مجلد 7 صفحه 75 و کتاب گنجینه دانشمندان مجلد 2 ص 64 و کتاب دیدار با امام زمان (عج ) در مکه و مدینه ص 39 (نوشته دکتر محمد حسن ضرابی ) آمده است :

حضرت آیت الله العظمی علامه سید محمد حسین تهرانی به نقل از حضرت آیت الله العظمی حاج محمد علی اراکی چنین نقل می کند … این صبیه من از زنان صالحه و متدینه است و من خودم مستقیما از زمان صباوت متکفل امور شرعیه و تعلیم و آداب و تربیت او شده ام و همه کارهای او زیر نظر من بوده است و در صدق گفتار او هیچ گونه تردیدی نیست . در موسم حج تنها عازم بیت الله الحرام شد و شوهرش با او نبود و آنقدر عفیف و با حیا است و از برخورد با مردان تجنب دارد که تنهایی در این سفر برای او ایجاد نگرانی نموده بودو پیوسته در فکر بود که خدایا چگونه من تنها بروم ؟ من که تا بحال به زیارت بیت الله مشرف نشده ام و از مناسک و آداب حج عملا چیزی نمی دانم چگونه طواف و سعی کنم ؟ تا اینکه در آستانه سفر قرار گرفت و من در موقع حرکت به او گفتم : این ذکر را پیوسته بگو و برو ?یا علیم یا خبیر ? خدا از تو دستگیری خواهد نمود چون این سفر واجب است و البته خداوند از میهمانان خود که راه را نمی شناسند و آشنایی ندارند حمایت می نماید .
صبیه ما بحمد الله والمنه سفر خود را به خوبی و به سلامتی و موفقیت به پایان رسانید و مراجعت کرد و برای ما واقعه خود را در مکه مکرمه هنگام ورود به بیت الله الحرام برای انجام طواف چنین تعریف کرد :

من پس از آنکه از میقات احرام بستم و وارد مسجد الحرام شدم که طواف را به جای بیاورم دیدم در اطراف کعبه آنقدر جمعیت متراکم است که ابدا من قدرت طواف ندارم . حجر الاسود را که نقطه ابتدای شروع طواف است پیدا کردم و هرچه خواستم از آنجا شروع کنم و به گرد خانه کعبه طواف کنم دیدم ابدا مقدور نیست بیچاره شدم گفتم خدایا من برای طواف خانه تو آمده ام و می بینی که با این ازدحام و انبوه جمعیت قدرت ندارم . 7دا چه کنم نمی توانم ؟
در اینجا ناگهان دیدم از مکان محاذی حجرالاسود فضایی به شکل استوانه باز شد و کسی به گوش من گفت : خودت را به امام زمان (عج ) بسپار و در این فضا با او طواف کن !
من وارد این محل خالی استوانه ای شدم و دیدم در جلو حضرت امام زمان (عج ) مشغول طواف هستند و چشت سر آن حضرت کسی به طرف دست چپ , شخص دیگری است و من وارد شدم و پشت سر آن دو مشغول طواف شدم .
ازحجر الاسود شروع کردم و تا هفت شوط را به همین منوال تمام کردم و در این مدت نه تنها احساس فشارجمعیت نمی کردم. بلکه ابدا حتی انگشت کسی به دست یا به بدن من برخورد نکرد و در تمام هفت شوط حال طواف متوسل به آن حضرت بودم و دست روی شانه های آن حضرت می مالیدم و التماس و تضرع داشتم ولی چهره آن حضرت را نمی دیدم چون روی آن حضرت به طرف جلو و در حال طواف بودند.

چون هفت شوط طواف به پایان رسید خود را خارج از آن حلقه نگریستم و دیگر ابدا امام زمان (عج ) و شخص دیگری نبود و دیگر آن حضرت را ندیدم و من فقط یک تاسف دارم و آن اینکه من چرا به آن حضرت سلام نکردم تا جواب سلام آن حضرت را نیز دریافت کنم . (قبل از اینکه طواف را شروع کنم مکررا می گفتم یا ابا صالح المهدی ادرکنی ) .
این ملاقات در سال 1399 هجری قمری صورت گرفته است و در کتاب گنجینه دانشمندان ذکری که از این خانم بیان می کردند عبارت ?یا حفیظ یا علیم ? بوده است . بهرحال اگر کسی ناچار شود فریاد بزند ? یا حفیظ یا علیم ? و یا بگوید ? یا علیم یا خبیر ? و فریاد برآورد ? یا ابا صالح المهدی ? و این فریاد با حالت واقعا مضطر باشد حضرت او را یاری خواهد کرد و به دادش خواهد رسید .

? منبع : کتاب حج با امیرالحاج ص 27-29
? نویسنده : استاد ارجمند جناب آقای مهندس علی اصغر اکبری

دیدگاهتان را بنویسید